+ همه چی داره خوب پیش میره، با کسی آشنا شدم که از همون لحظه اول حسِ کشش عمیقی بهش دارم اجازه دادم چند وقت بگذره و بعد که مطمئن شدم اشتباه نکردم بیامو اینجا بنویسم. همه چی شبیه معجزه بود، من تو قرنطینه خونگی از بهمن ماه، اون فشار و استرسا، یهو چطور شد که اون پیداش شد؟! آخه من هیچ راهی نداشتم، همه راها برام بسته شده بودن و به این جمله ایمان اوردم که : جایی که راه نیست، خدا راه باز میکنه مطمئنم، مطمئنم کار خودش بود، یه طوری برنامه چید که هیچکس شک نکنه و منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

tebsaren هتل داریوش کیش دفترچه ی خاطرات tuckersroqdd86 Website پورتال و سایت تفریحی خبری ایرانیان پژواک بی صدا دفتر خدماتی و نظافتی پارسا اصفهان